فاطمه، آن بانوی بزرگی است که چلچله ها به تمنّای پاسخش، آمدن بهار را نوید می دهند. او که مهربانی را نثارمان می کند. همو که لاله ها در دشت مهربانی، از عشقش شور زندگی می گیرند.
فاطمه، کوثر خدا و همتای علی است و واژه وفا با نام او معنی می یابد. فاطمه، آن پیغام وصلی
است که کبوتران به باغ های روشن می برند. فاطمه، خورشید رسالت و قمر ولایت است. چشمه
طهارتی است که جمال را معنا می کند و جلال را تفسیر. فاطمه، یعنی آفتاب از پسِ ابرهای سفید
در آسمان آبی. فاطمه، یعنی عشق، یعنی مهر، یعنی زمزمه عشق در محراب مناجات. فاطمه، یعنی
نگاه جست وجوگر در بقیع، یعنی نگاه آسمانی... فاطمه، یعنی سلام خدا. زهرا کوثر خداست. لیلة القدر خداست. جلوه جمال خداست و تفسیر جلال خدا. زهرا ادامه
رسول اللّه صلی الله علیه و آله است و همتای علی علیه السلام . زهرا تلاوت بیداری است. سایبان شوق است. تولد بالغ
تاریخ است و بهار سرشار دل های آشنا. زهرا معّرف نهایت کمال زن است و اوج عروج انسانی.
چشمه غدیر در باغ دستان پرتوان او به بلوغی رسید و غدیریان، از دامان عصمت او به رویشی
رسیدند. پیچیدگی برخورد و عمق نگاه زهرا، هم چون دشت نیست که نشسته تا آخرش را ببینیم
و کرانه هایش را در آغوش نگاهمان بنشانیم؛ دریایی است بی کرانه، کوهی است به بلندای تاریخ
و همین است که هرچه به قلّه اش نزدیک تر می شویم، چشم انداز بیشتری می بینیم، در حالی که
بیش از یک سویش را ندیده ایم. تولد اين بانوي آسماني مباركتان پيشاپيش ولادت با سعادت حضرت زهرا (س ) و روز بزرگداشت
مقام والاي مادر و همچنين روز زن را به تمامي مادران و زنان دلسوز ، صبور ،
مهربان و عاشق سرزمين مهر و دوستي تبريك و تهنيت عرض مي كنم . باشد كه
لياقت جبران قطره اي از درياي زحمات مادرانمان را داشته باشيم و بتوانيم
سپاسگزار لحظه هاي بي قراريشان باشيم . آمين اين شعر را به تمامي مادران و زنان فهيم ايراني تقديم مي كنيم مخصوصا به مادران شهدا. هر جا میرم دور و برم یا روبرو . پشت سرم بايد تمام تلاشمون رو در راستاي شناساندن مردان خدا و كارهاي خدايي به كار ببريم .
ساخت پارک موزه دفاع مقدس در تپه نورالشهداء گرگان بسم الله الرحمن الرحیم همزمان با سالروز شهادت دخت نبی مکرم اسلام حضرت فاطمه زهرا (س) استان
گلستان به همت مدیر کل محترم حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و ریاست
محترم دانشگاه منابع طبیعی شهید گمنامی که علیرغم گمنامی و غریبی در میان
اهل زمین ، آشنا تر از هر آشنایی میان ملکوتیان است با حضور گرم و صمیمی
مردم شهید پرور و دانشجویان بصیر و ولایت مدار شهرستان گرگان در بهترین
نقطه از پردیس دانشگاه منابع طبیعی دفن شد با این اقدام به جا و شایسته یک
نقطه دیگر از شهرمان گرچه در روی زمین است امّا آسمانی و بهشتی شد. دیدم پدر شهیدی را که دنبال جنازه شهید گمنام حرکت می کرد و بر لب زمزمه
الهی شکر داشت. چیزی از او سوال نکردم امّا دلم می گفت این پدر شهید خدا
را شکر می کند که هنوز شهید در بین مردم دارای احترام و ارزش است، هنوزپدر و
مادر شهید چشم و چراغ ملت اند هنوز قبور مطهر شهداء همانند امام زادگان
واجب التعظیم قابل تکریم و زیارتند ، هنوز آرامگاه این شهید محل نزول
فرشتگان الهی است. رفتار این پدر شهید زمان دفن شهدای گمنام در تپه نور الشهداء را یک بار
دیگر در خاطرم زنده کرد. آنروز هم شهر گرگان ، شهر دارالمؤمنین شهری آسمانی
شده بود.بهترین بندگان خدا را که برای حفاظت و صیانت از آب ، خاک ، دین ،
ایمان و ناموس مردم این سرزمین، جان پاک خویش را تقدیم کرده بودند در
بهترین جای شهر(تپه نورالشهداء) دفن گردیدند. چند سالی از آن موقع می گذرد
هر روز به یمن حضور این شهداء خیر و برکت بر این سرزمین نازل می شود شاید
یکی از مهمترین و اثر گذارترین برکات این حضور معنوی ، تصمیم مسئولان برای
ساخت پارک موزه دفاع مقدس در جوار شهیدان گمنام تپه نورالشهداء است. امّا باید گفت این تصمیم ، تمام کار نیست بلکه شروع یک راه و یک کار سنگین و ماندگار است. مدیرانی که در این عرصه فعالیت می کنند باید بدانند چشم امید تمامی
رزمندگان دوران دفاع مقدس ، خانواده معظم و معزز شهداء ، ایثارگران ،
بسیجیان پاکباخته ای که دل در گروه ولایت و اعتلای اسلام عزیز دارند، مردم
شریف و ولایت مداراستان به دستان توانمند و اراده محکم و خدایی آنهاست. از
مشکلات راه و استهزاء دین ستیزان واهمه ای بخود راه ندهند چرا که در این
راه شهداء حاضر و ناظر و خداوند تبارک و تعالی پشتیبان دینداران است. جا دارد از همه مسئولین که در احداث پارک موزه دفاع مقدس نقش ایفا می نمایند تقدیر و تشکر نمائیم. بصیرت با سلامي به گرمي تمام محبتهاي همه ي روزهاي دوره مدرسه
مان كه از سوي تمام عاشقان و دلسوزان ( معلمان بسيار عزيزمان ) نثارمان شد
و هنوزم آن گرما در وجودمان احساس مي شود به تمام اين عزيزان . هفته ي گراميداشت مقام والاي معلم را خدمت تمام اين
زحمتكشان تبريك عرض مي كنيم . مخصوصا به پدر عزيزم كه 30 سال است با تمام
وجود در اين عرصه پا به پاي تمام دانش آموزانش به انتشار علم و دانش و
تربيت مي پردازد . معلمان عزيز ، هميشه موفق و سربلند باشيد و سلامت . معلم ای سفیر عشق ای قاموس علم و مظهر ایثار چه گویم در رسایت من که خود هر واژه ایثار و عشق و مجد را مانی معلم ای سفیر عشق ای گلواژه ایثار *** اگر شمعت بنامم من عبث گفتم تو ایثارت فراتر از حریم شمع می باشد اگر در تار و پودت شعله ایثار می سوزد و یا چون شمع در ظلمت وجودت جمله می سوزد که قلبی را برافروزی و جمعی را زعلمت روشنی بخشی ولی والاتر از شمعی چرا که شمع می سوزد و بزمی را زنورش نور می بخشد ولی هرچند کز نورش به بزمی بیشتر بخشد فنا و نیستی را زودتر بر خویش می بیند ولی تو هر چه از علمت به جمعی بیشتر بخشی شوی عالم و بر علمت فزون گردد چه نامم نام تو ای عشق ای گلواژه ایثار *** اگر امروز هر علمی به نوعی جامه ای از فخر می پوشد ولی تو اصل و نسل و ریشه و بنیاد هر علمی مگر آن نازنین دکتر که شاید ساعتی ناجی چندین جان می باشد الفبا را به پیش تو فرا نگرفت مگر آن افسران و قاضی و جمع وزیران و مهندسها که اکنون هر کدام در علم خود یک وزنه می باشند به پیش تو زمانی جمله شاگردی نمی کردند مگر استادیت از یادشان رفته؟ معلم ای سفیر عشق ای گلواژه ایثار *** دلاور پاسداری که درون صحنه پیکار بانگ عشق را سر داد و با قلبی معطر از شمیم عشق چون مرغی به خون غلتید مگر درس الفبا را به یش تو فرا نگرفت درس عشق و آزادی بدو دادی معلم ای سفیر عشق ای گلواژه ایثار *** و یا آن داغدیده شیر زن که خود کفن پوشید و در این ره نه تنها شوهرش بل پنج فرزندش فدا گردید مگر درس الفبا را به پیش تو فرا نگرفت تو درس عشق و آزادی بدو دادی معلم ای سفیر عشق ای گلواژه ایثار *** چه گویم نام تو اکنون که خود هم اصل و نسل و ریشه و بنیاد هر علمی اگر امروزمهندس ساختمان و جاده می سازد و یا دکتر به زحمت جان انسان را زبیم درد و رنجی در امان دارد تو والاتر از آنهایی چرا که تو خودت انسان می سازی معلم ای سفیر عشق ای گلواژه ایثار *** ولی افسوس ولی با این همه پاکی و اخلاص و فداکاری تو مظلومی و من اکنون تو را مظلوم می نامم چرا که مخلصانه خویش می سوزی برای ساختن اما دو صد افسوس کسی قدر تو را هرگز نمی داند معلم ای سفیر عشق ای گلواژه ایثار *** تو را اکنون من مظلوم می نامم و زان ترسم که تو مظلوم می مانی... تقصير چشمهاي ما نيست ، نام زهرا گريه داره . مگه مي شه فاطميه دل آقامون نگيره ؟ مگه مي شه ..........؟ تمام اشكها و ماتم هاي اين روزها و يام شهادت بانوي آب و ايينه ، حضرت فاطمه زهرا ( س ) را خدمت همه شما دوستداران اهل بيت ( ع ) تسليت و تعزيت عرض مي كنم . اميدوارم كه دعاهاتون مورد اجابت درگاه ايزد منان قرار بگيره . آمين ***************************************************************************** امروز يعني روز شهادت اين بانوي آسماني مردم روستاي النگ هم همانند ساير مردم فهيم و خدايي كشورمون عزادار بودند و در غم فراق اين بانوي دو عالم به سوگ نشستند . گوشه اي از اين مراسم سوگواري رو كه در روستاي النگ برگزار شد در قالب تصاويري خدمت همه شما دوستداران اهل بيت (ع) تقديم مي كنم . باشد كه مورد قبول باري تعالي قرار گرفته باشد . اهالي روستا ، مسير مسجد اعظم تا حرم مطهر حضرت امامزاده ابراهيم ( ع ) رو به صورت دسته سينه زني طي كردند و قبل از ظهر براي عرض تسليت خدمت اقا ، در امامزاده حضور داشتند . بقيه عكسها در ادامه مطلب : خدا می داند، ولی ... آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر
نه می شود تقلب کرد و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی
اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود! ... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب
سوال سختی بود سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ
داد خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد،
روی تخته سیاه قیامت اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را
از یاد برده باشیم خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده
باشیم و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و
خوبی ها را در آن نقاشی کنیم و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست خدا كند ....... دلم گرفته از این روزگار دلتنگی![[تصویر: imrp9mbzrpu1awhwgdr3.jpg]](http://up.tamishe.ir/images/imrp9mbzrpu1awhwgdr3.jpg)
مواد لازمش :
- برنج
- شكر
- آرد سفيد
- زعفران
طرز تهيه اش :
آب زنيد راه را هين كه نگار مي رسد مژده دهيد باغ را بوي بهار مي رسد
فاطمه، یعنی سلام خدا

معّرف کمال زن


صدای پاشو میشنوم
صدای پاشو میشنوم
صدای پای مادرمصدای پای مادرمهنوز مواظب منه . فکر نوازش منه
دعای خیر مادرم . همیشه حافظ منه
دعای خیر مادرم . همیشه حافظ منه
ای مادرم . ای مادرم . قدر خدا دوستت دارم
هر جا میرم تو با منی . گریه نکن پشت سرم
ای مادرم . ای مادرم . قدر خدا دوستت دارم
هر جا میرم تو با منی . گریه نکن پشت سرم
اون وقتا که بابا نبود . کسی به فکر ما نبود
تو آسمون خونمون . چیزی به جز ابرا نبود
فقط یه آغوش تو بود . برای گریه های من
خستگی رو دوش تو بود . هر شب و روز برای من
ای مادرم . ای مادرم . قدر خدا دوستت دارم
هر جا میرم تو با منی . گریه نکن پشت سرم
ای مادرم . ای مادرم . قدر خدا دوستت دارم
هر جا میرم تو با منی . گریه نکن پشت سرم
مادر خوب و نازنین . تنگ دلم . بیا ببین
دلواپس حال توام . ای بهترین روی زمین
در حسرت دیدارتم . حتی برای یک نفس
ای مادرم با یاد تو . من زنده ام در این قفس
من زنده ام در این قفس…
ای مادرم . ای مادرم . قدر خدا دوستت دارم
هر جا میرم تو با منی . گریه نکن پشت سرم
ای مادرم . ای مادرم . قدر خدا دوستت دارم
هر جا میرم تو با منی . گریه نکن پشت سرم 





ادامه مطلب

گرفته اند دلم را به کار دلتنگی
دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند
گرفت آیینه ام را غبار دلتنگی
شکست پشت من از داغ بی تو بودن ها
به روی شانه دل ماند بار دلتنگی
درون هاله ای از اشک مانده سر گردان
نگاه خسته من در مدار دلتنگی
از آن زمان که تو از پیش ما سفر کردی
نشسته ایم من و دل کنار دلتنگی
دگر پرنده احساس من نمی خواند
مگر سرود غم از شاخسار دلتنگی
| Design By : Pichak |






